منو همسرخان

محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

اگر هرگونه سوال و یا اشکالی در رابطه با این زمینه و یا هر زمینه تحصیلی
مانند: مدرسه ، دانشگاه ، کنکور ، ارشد ، دکتری ، نظام وظیفه و... دارید ؛

...کافیست با ما تماس بگیرید

شماره تماس از خط ثابت 02170705003

پاسخگویی از ۸ صبح تا ۱۲ شب حتی ایام تعطیل


چقدر تاخیرم طولانی شد . قبلا  خیلی برای وبلاگ نویسی ذوق وشوق داشتم از هر موضوعی که ذهنم رو مشغول میکرد می نوشتم و عکس میذاشتم ولی الان حوصله ام نمیشه . زندگیم روی یه روتین خاص هست و هییییییییچ اتفاقی نمیفته . هفته ی گذشته مادر شوهر میخواست چشمش رو عمل بکنه و همسرخان آوردش خونه ما. چشمش آب سیاه آورده بود. چقدررررررررررررررررررر این مادرشوهر زن خوبی هست همش میگفت عروسم برام خیلی عزیزه و خیلی دوستش دارم ..کلا  اهل تظاهر نیست و خیلی نیتش خو
از تفریحات همسرخان اینه که شام یا ناهار رو بره رستوران .برعکس من که دوست دارم بریم پیاده روی یا بریم کوهنوردی یا اسکی.... دیشب با اصرار همسرخان برای شام رفتیم یه رستوران که قبلا همسرخان با دوستش رفته بود و میگفت استیک هاش حرف نداره. هر چی از من اصرار که من چاق میشم و نمیخوام و همسر هم اصرار که باید بخوری تا چاق بشی . اسم رستوران بماند چی بود....نیم ساعتی معطل شدیم تا برامون سفارش که گرفته بودند رو آوردند.وقتی منو رو آوردند این اسم  ها و اینکه
الان تو تاریکی یاد چند وقت پیش افتادم و کلی حرص خوردم....یادتون هست که ۲۸ آذر تولدم بود ؟   ۲۹ آذر خونه مادرشوهر بودم  و واسه ظهر کلی مهمون داشت...قبل اینکه مهمونام بیان  یه تراول پنجاهی از طرف خودش  و یکی دیگه از طرف دخترش بهم داد ، مادرش هم بود که یه پنجاهی دیگه بهم داد....یکی از دوستاشم برام یه پلیور و یه دامن مسخره خرید....وقتی مهموناش اومدن میدونین چی گفت ؟ بهشون گفت من به فرانک الان صدوپنجاه تومن پول  و یه پلیور و دامن کادو داد
همین الان برای روز یکشنبه اول بهمن بلیط کنسرت استاد ایرج رو خریدم...میخواستم بلیط وی آی پی بگیرم ولی همش رو گرفته بودن. فکر  میکردم خیلی زرنگم ولی انگار خیلی ها زرنگتر از من بودن  منم مجبور شدم قسمت A رو بگیرم. البته من و مامانم میریم .همسرخان از اینجور جو ها خوشش نمیاد ! منم دیدم دلیل نداره چون خوشش نمیاد منم خودم رو محروم کنم .پس به کنسرت میرویم ! ãäÈÚ
واقعا کی از چند دقیقه ی بعد خودش یادیگران خبر داره !!!؟.......فقط چند ساعت بعد از نوشتن پست قبلی ...... دایی همسرخان فوت کرد....... دایی که بیشتر نقش پدر داشت براش.... حالا صرف نظر از اینکه ایشون چند روزی بود که 100 ساله شده بود..... ومرگش خیلی هم ناگهانی نبود!!!(آخه ادم صد ساله نمیره ...پس کی بمیره!؟)...... اما حداقل واسه من یکی ... فوتش نابه هنگام بود!!!...... چون درست روز تولد من  بود........ و با این مادر شوهری که من دارم.........و هنوز بعد از 17 سال  داره سالی دو بار ( ب
یه هفته است نقاش داریم و خونه کن فیکونه .... جناب  همسرخان هم که باز ول کرده و با مادر گرامی رفته سفر....  منم و سرو کله زدن با نقاشی که خودش نمیاد و... کارگرش رنگ میزنه و ....... خیلی خرابکاری میکنه ........ گرچه اگه هم بود....باز من باید اینکار و میکردم ... عرضه اینکارها رو نداره و براش مهم هم نیست ... مگه اینکه مربوط به مامان جونش باشه!!!...خودم این در اون در چند تا نقاش پیدا کردم.....اوردمشون خونه رو دیدن قیمت دادن ... از بینشون این یکی رو انتخاب کردم .....باها
یکماه اول أقامت در ایران بشدت کند و بی تحرک گذشت، از روزهای آخر اما روند سرعتی به خود گرفت و تا هنوز ادامه دارد، خواهر بزرگ از قم آمد، بچه هایش با فاصله دو هفته آمدند، قرار است آنها هم کمتر از یکهفته با ما باشند و بعد با مادرشان برگردند، همه عاشق و شیدای پسر جان، شب اولی که رسیدند پسر قصد خواب نداشت و چه باشکوه است که او هم دلش به دلبند های مادرش بند است!دو هفته اولی که آمده بودم مادر حال و روز درستی نداشت، استرس سفر من بی حالش کرده بود، من هم به
عکس آقای خامنه ای

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

اگر هرگونه سوال و یا اشکالی در رابطه با این زمینه و یا هر زمینه تحصیلی
مانند: مدرسه ، دانشگاه ، کنکور ، ارشد ، دکتری ، نظام وظیفه و... دارید ؛

...کافیست با ما تماس بگیرید

شماره تماس از خط ثابت 9099071613

شماره تماس دوم از خط ثابت 02170705003

پاسخگویی از ۸ صبح تا ۱۲ شب حتی ایام تعطیل