عنوشته تو کنارم باش بجای عید تچرا تحویل میگیرم

محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

عاشقت هستم و ای کاش که یارم بودیبین این مردم بی غم تو کنارم بودیبی قرارم شب و روز،در تب دیدار رختکاش می شد که تو بودی و قرارم بودیداغ عشقت شده چون گرمی مرداد جنوبهیزم دوزخم و کاش بهارم بودیبی تو باید چه کنم با غم جان کندن خودکاش و ای کاش تو بر سنگ مزارم بودیحسرت دیدن تو کرده خرابات مراخسته و بی نفسم کاش کنارم بودیمحمدصادق رزمی ãäÈÚ
خدا یا باز جمعه شده است. باز من در این اتاق تنها شده ام.خیلی وقت بود که حس تنهایی مرا اینطور در خود مچاله نکرده بود. شاید ۱۱۰ جمعه می گذشت از آخرین آن.ولی صد افسوس که باز جمعه است و باز تنهایم. باز اندوه گذشته همراه من است در این تنهایی.در طول این مدت مشغول چه بودم که باز بعد از گردش ۱۱۰ جمعه، به نقطه آغازین قصه آشنای تنهایی رسیدم؟داشتم جدال با تنهایی را تمرین میکردم در حالیکه او کنارم بود. او را همه جا کنارم می پنداشتم. در این اتاق کوچک حتی او در
دیشب خواب دیدم حالم بد بود و بیمارستان بودم تو حالت نیمه بیهوشی احساس کردم اومدی نشستی کنارم،دستامو تو دستات گرفتی و وادارم کردی که حرکتشون بدم ،کنار گوشم صحبت میکردی و مانع از بیهوش شدنم میشدی،با دستام بازی میکردی تا از اون حالت خشک بودن بیرون بیان .حضورت در کنارم باعث شده بود بیماریمو فراموش کنم خیلی خوشحال بودم ازینکه  اومدی کنارم  اما علیرغم تلاشت من بیهوش شدم و از حال  رفتم ولی خوب یادمه که اون لحظات اخر پر از احساس خوب بودم 
در این تنهایی ، نیستی در کنارم ، گرفته دلمنبودنت حتی برای لحظه ای باور ندارم ، نه من طاقت ندارمغروب به سختی گذشت ، شب آمده و خواب نمی آید به چشمانمحضور تو در کنارم ، گرمای وجود تو در اطرافم،حال مرا همیشه خوب میکندو اما اینجا در این اتاق تنهایی با تمام وجود حس میکنم نبودنت را...چه کنم ، دست خودم نیست که به تو فکر نکنم ، تا چه حد این دل بهانه گیر را آرام کنمباز هم بهانه میگیرد، باور کن ادامه نبودنت نفسم را میگیردامشب را با دلتنگی ات سر میکنم ، به ع
همزمان با تماشای فیلم سینمایی به جای خالی یه شخص تو زندگیم فکر می کردم. به اون جای خالی که شب ها براش بنویسم دوستش دارم. صبح ها ساعت زنگ بذارم و زودتر بیدار شم تا اول من صبح بخیر بگم. فیلم داشت رقص دو شخصیت داستان تو یه خیابون شلوغ و نگاه متعجب مردم به اون دوتا رو نشون می داد و من به نبود یه نفر برای دیوونه بازی فکر کردم. نبودِ یکی که بخش "خل و چل" من رو اکتیو کنه و "منِ دیوونه" رو آزاد کنه. کسی نیست که براش کارای عجیب و حتی احمقانه انجام ب
مرد چند ماه بود که در بیمارستان بسترى بود بیشتر وقت ها در کما بود و گاهى چشمانش را باز مىکرد و کمى هوشیار مىشد اما در تمام این مدت همسرش هر روز در کنار بسترش بودیک روز که او دوباره هوشیاریش را به دست آورد از زن خواست که نزدیکتر بیاید زن صندلیش را به تخت چسباند و گوشش را نزدیک دهان شوهرش برد تا صداى او را بشنودمرد که صدایش بسیار ضعیف بود در حالى که اشک در چشمانش حلقه زده بود به آهستگى گفت : تو در تمام لحظات بد زندگى در کنا
امروز ماشینم خراب شد. گازش خراب شد و روشن نمی شد. چند بار خاموش و روشن شد و بعدش خاموش شد و دیگه روشن نشد. زنگ زدم امداد خودرو و بعدش کاری نتونست بکنه و بعدش بوکسور کردیم تا دم در خونه، ساعت 3 رسیدم خونه. یه کمی هزینه کردم. اما هزینه قلبم را به درد نیاورد، اون لحظات خیلی احساس تنهایی و تهی بودن کردم. ای کاش اون لحظات کسی کنارم بود که برام قوت قلب بود. بهم دلخوشی می داد. ازم حمایت می کرد. نمی دونم یه جورایی می تونستم روش حساب کنم. ولی من تنها بودم. خیل

اگر هی نشد حق خود را بگیرماگر دست هر حکمت خون اسیرماگر دست بردم به تنهایی تواگر کندم و تلخمو گوشه گیرماگر انزوایی ترک خورده پوشماگر بی نصیبم به کنجی کنارماگر باد وحشی موافق نبودهاگر باید اخر به شعرم ببارماگر آن سلامم که پاسخ ندارد....# استاد علیرضا آذر ãäÈÚ
امروز دوستی بهم گفت: تو یک وقتی توی یک موقعیت حیثیتی یک غلط املایی خیلی ضایع خواهی کرد!خندیدم: چرا؟گفت: کارما!گفتم: نه! اینطور نمی شود چون من وقتی غلط املایی ميگيرم نه قصد ضایع کردن دارم، نه احساس خودبرتربینی، نه... میدانی چه طوری است؟ انگار دوستی کنارم ایستاده لباس تروتمیز و اتوکشیده ای تنش است، یک گوشه اش تا خورده، من یواش دستم را می برم گوشه لباسش صافش می کنم. همچین حسی (وسواسی؟) دارم موقع غلط املایی گرفتن. و البته هیچ هم ادعا نمیکنم لباس پوش
دیروز رفتم توی داروخونه خودم رو وزن کردم. باورم نمی شه چقدر سنگین شدم. یه آقا کنارم بود که سرک کشید و وزنم رو با صدای بلند خوند. کلی خجالت کشیدم. الانم خجالت می کشم بگم. من از دیشب تصمیم به رژیم گرفتم. ناهار هم کاهو خوردم. گشنمه ولی.  ãäÈÚ
هنوز هم دلم پره از دستت اونقدر که حتی تصمیم ميگيرم سکوت کنم تا بلکه خودم اروم بشم عجیبه برام من حرف زدن برام کلا سخته یعنی به یکی بگن زنگ بزن حاضرم اس ام اس بدم هر جوری ولی زنگ نزنم حتی اگه اعضای خانوادم باشنولی به تو عذاب می کشم می نویسم حتی اس ام اس پول واریز شدن رو بدم دیگه بقیه چیزها پیش کش ... و البته مقاومت شدیدی میکنم که زنگ نزنم چون زنگ زدنم بعد احساسی داره حتی یک کلمه حرفش و خب نمیخوام این کار بکنم این حس از اول بوده و گسترده تر هم شده خب ق
می خواستم از تردیدهام بنویسم، تردیدعای عمومی که برای کلیت داستان ازدواج دارم و تردیدهای خاصم در مورد همراه چای صورتی جمعه عصر. می خواستم از دلایل و انگیزه هام بنویسم، برای چندمین بار. اما شنبه شب که چند ساعتی بلاگ اسکای از دسترس خارج شد و فرداش پست موقت آخر و ند تا کامنت پریده بود، وحشت کردم. یاد اون فاجعه بلاگفا افتادم و از دست رفتن اون همه دست نوشته، غمگین شدم. اون همه نوشته خودم و‌کامنتهای دوستان که از دست رفت، اون همه حس و‌حال و شرایط مخت
دیروز برای تولد بابا هدیه خریدم شب پیراهنی که خریدم رو پوشید عکسشو برام فرستاد. دیروز که برمیگشتم از خونه مامان و بابا ، مامان یه عالمه مواد غذایی بسته بندی شده گذاشت تو یک کیسه داد دستم  گفت اینارو بذار تو فریزرت نمیخواد اینقدر کار خونه انجام بدی. بابا گفت پول لازم نداری؟ گفتم نه.دیروز آبجی با ایمو زنگ زد  حال من و بچه ها رو پرسید. دیروز داداشی از اوکراین زنگ زد…دیروز دخترم به من کمک کرد خونه رو باهم تمیز کردیم.دیروز همسرم  سعی کرد زو
دستانم رامحکم تر بگیرو دورم کن ...دورم کن از هجوم تلخدلتنگی هایی که سراسیمهدر راه است...پاییزی که با شتابپا به عرصه می گذارد ؛کنارم باش ...همراهم قدم بزندر این جاده ی بی انتها ؛نه در خیال ، در واقعیتکه نه تنها پاییز بلکه تمام فصل هادر کنارت بهار است ...پاییز هایم با تو دلگیر نیستبا تو در گیر است ❤️آیلار_فلاح ãäÈÚ
سلام به همه دوستام همه افرادی که یواشکی منو دنبال میکنن...از همه دوستانی که توی این مدته در کنارم بودن تشکر میکنم خیلی ممنونم بخاطر همراهی تون.... بخاطر بودنتون... چندتا پست نوشتم و هی پاک کردم... همه نوشته هام متوجه شدم خیلی غمگینه... زود برمیگردم... شاید اینجا... شاید با ادرس جدید... مراقب خودتون و خوبی هاتون باشید. پ.ن. خواستم بدونید که هستم. این پست به این معنا نیست که برای همیشه رفتم. برای یه مدت نمی خوام اینجا بنویسم. ولی هستم.  ãäÈÚ
خیلی دلم می خواست که الان که این اتفاق ها افتاده کنارم بودی ..کاش می دونستی که چقدر الان به اینکه تو بغلت باشم نیاز دارم..اون عوضی صبح زنگ زد و منو تهدید کرد و این کاملا منو بهم ریخته.. خیلی دارم سعی می کنم اروم باشم اما نتونستم و موفق نبودم تا الان .. حال خوبی ندارم اصلا.. ãäÈÚ

دیروز سنگ قشنگی پیدا کردم. مثل موجودی خفته بود حالا دارمش پیش خودم. روی کتابی که نمی‌خوانم، با دیدنش حس میکنم چکیده و رگه هایی از زمین کنارم است.قرار نیست اتفاقی بیفتد، فقط سنگی زیباست که شبیه موجودی خفته است.اوفیلیا را سالهاست بزرگ کرده ام.شکل سنگ ãäÈÚ
در سینه زغم پیر و خمارم تو بیاییدارم هوس اینکه کنارم تو بیاییاز دوری تو سرد و غمینم چو زمستانبا چشم تو اینجا چو بهارم تو بیاییبیمار و خرابم ز غمت ساکت و تنهاجز آمدنت بر دل خود چاره ندارم تو بیاییحالا که دگر رفتی و حسرت به دلم شدای کاش که بر خاک مزارم تو بیاییمحمدصادق رزمی ãäÈÚ
وقتی یه سفارشی رو ميگيرم تا وقتی کارو تموم کنم و تحويل بدم دهنم سرویس میشه. مخصوصا وقتی طرف آشنا باشه، یا اینکه پول خوبی بخواد برای کارش پرداخت کنه. چون اونوقت هم توقع اون بالا میره. هم من وجدان درد ميگيرم که حتما یه کاری تحويلش بدم که ارزش پولی که میپردازه رو داشته باشه. امروز من 4-5 ساعت درگیر کاری بودم که توقع داشتم نهایت 1 ساعت و نیم زمان میبره.. خودمو جروندم آخرشم نشد اونچیزی که توقع داشتم. حالا بدبختی اینجاست قول دادم فردا کل کاراشو تحويل ب
دانلود آهنگ بسیار زیبای باراد به نام آروم جونم با بالا ترین کیفیت
Download New Music Barad Aroome Joonam
دانلود آهنگ آروم جونم با کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰
دانلود آهنگ آروم جونم با صدای باراد
متن آهنگ + پخش آنلاین
متن آهنگ آروم جونم باراد
میخوام بمونی پیشم بری عاشق کی شم
دیگه دنیا نداره دوباره باز بیاره
مثه تو که نفسمی مثه تو که همه کسمی
یه عمر زمان میخواد که بیاد مثت دوباره
واسه تو نفسم رفت دلم از دستم رفت
دلم آروم نداره به دلم بگو آره
تو که بردی این دلو عاشقم کردی
یهو
دانلود آهنگ بسیار زیبای باراد به نام آروم جونم با بالا ترین کیفیت
Download New Music Barad Aroome Joonam
دانلود آهنگ آروم جونم با کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰
دانلود آهنگ آروم جونم با صدای باراد
متن آهنگ + پخش آنلاین
متن آهنگ آروم جونم باراد
میخوام بمونی پیشم بری عاشق کی شم
دیگه دنیا نداره دوباره باز بیاره
مثه تو که نفسمی مثه تو که همه کسمی
یه عمر زمان میخواد که بیاد مثت دوباره
واسه تو نفسم رفت دلم از دستم رفت
دلم آروم نداره به دلم بگو آره
تو که بردی این دلو عاشقم کردی
یهو

داشتم کامنتای قبلیمون و میخوندماولین باری ک دیدمتعجب روزی بودخدا بدونه تموم مدتی ک کنارم بودی از استرس هییییچییی نفهمیدم :))بعد ک رفتی تازه یخم اب شد فهمیدم عه رفترفتنتو نگا میکردم و ساعتی ک برام اورده بودی و تو دستم نگا میکردمروح الله ب قدری دلم برات تنگ شده ک وقت خوندن این کامنتا بغضم گرفتچرا این دوری اینقد سخته؟دلم میخوادت  ãäÈÚ
دانلود آهنگ امین حبیبی به نام محکم بگیرم با بالاترین کیفیتDownload New Music By Amin Habibi Called Mohkam Begiramترانه, آهنگسازی, تنظیم, میکس و مستر: امین حبیبی  دانلود آهنگ جدید امین حبیبی با لینک مستقیمدانلود آهنگ جدید امین حبیبی در دو کیفیت متفاوت از نسل موزیک متن آهنگ امین حبیبی با نام محکم بگیرم زل بزن توی چشام چشمامو تر کندل سر براهمو از راه بدر کنمنو به خودت بگیر محکم بگیرمهمه دنیا رو با عشقمون خبر کنتو همه چیز م
رفته بود نشست ادبی  بزرگداشت یلدا بعد یکی از آیتم ها شعرخوانی بود که  از شاعرای جوون تا شاعرای بنام میومدن کاراشونو میخوندن.یه خانومی مسنی کنارم نشسته بودبه آخرای برنامه که رسید یهو به من گفت چرا انقد همه شعراشون غمگینه!؟و من توی دلم‌ قدر یه نشست جواب داشتم که بدم اما به یه لبخند قناعت کردم.... ãäÈÚ
;کاش یه روز از خواب پاشم تو کنارم باشی با یه لبخند شیرین بهم بگی صبح بخیر بانو...و ببوسمت:)دستمو بیارم سمت ابریشمای توی صورتت همونایی ک عاشقانه دوسشون دارم...لبخندت عمیق بشه و چشماتو ببندی بزاری نوازش کنم چیزیو که حقمه:))صبحی که کنار تو شروع بشه ..یه صبح دل انگیزه یه صبحی ک دلم نمیخواد به ظهر و شب تبدیل بشه ..دلم میخواد توی همون صبح انچنان غرق اغوشتت بشم ک همه چیز از یادم بره......................................................................................................................رویا اگه
رفته بودم نشست ادبی  بزرگداشت یلدا بعد یکی از آیتم ها شعرخوانی بود که  از شاعرای جوون تا شاعرای بنام میومدن کاراشونو میخوندن.یه خانومی مسنی کنارم نشسته بودبه آخرای برنامه که رسید یهو به من گفت چرا انقد همه شعراشون غمگینه!؟و من توی دلم‌ قدر یه نشست جواب داشتم که بدم اما به یه لبخند قناعت کردم.... ãäÈÚ
گر من ببوسم یک نفس آن دست و پای خسته راجبران نمی گردد دمی آن زحمت پیوسته رادر جای جای زندگی عشقت نثارم کرده ایبر من ببخشا مادرم، بین دسته و پای بسته راعلی واعظ بزرگی96/12/17روز مادر به تمامی مادران زحمتکش و فداکار خصوصا مادر عزیزم که همه چیزم در زندگی از اوست، مبارک همچنین روز زن بر همسر گرانقدرم که سالها در کنارم پستی و بلندی های زندگی را تحمل نمود، خجسته باد. ãäÈÚ
دقیقا همین الان و این شب زنده داری برای پروپوزال منو برد به دوم راهنمایی، وقتی امتحان جغرافیا داشتم و تا نیمه شب بیدار بودم و مادربزرگی که حوالی دو بامداد بیدار شد، برام غذا آورد، کنارم نشست و با هم گفتیمو خندیدیم و من سیر شدم از همه ی نداشتن ها....روحت شاد عزیز گل پنبه من.راستی فردا خواهر با تیله میان...تنها و بدون مرد.پ.ن: راه کجاست؟ بیراهه کجاست؟ دستمونو مبادا رها کنی... ãäÈÚ
خب انسان منشا ش از طبیعته، و احتمالا همینه که وقتی به اصلش بر می گرده، اندکی می تونه آرامشو پیدا کنه.هیچی تو ذهنم نیست. هیچی. خالیه.هورا. ذهن. لعنتی. من. خالیه.بالاخره.کاش بودید کنارم و اینو می دیدید و تو بیان، کمکم می کردید..:. شازده کوچولو گفت: یک روز چهل و سه بار غروب آفتاب را تماشا کردم.فقط اینکه، روباه نداشتم کنار دستم. ãäÈÚ

قانع هستم به کمت دلخوشی کم کافیستسالی یکبار که باشی به کنارم کافیستآنچه با عشق عیان است چه حاجت به بیانبغض تلخ و کمر تا شده ی خم کافیستآمدی تا که بمانی تب رفتن نگذاشتشکر غربت که غمت هست همین هم کافیستگله ای نیست ولی بیش از این زخم نزنحال آشفته و یک سینه پر از غم کافیستتک و تنها به خیابان نروی دختر خوبدیدن چشم بدِ اینهمه آدم کافیستاینقدر هم به تو حساس نباید باشمروسری روی سرت باشدو محکم کافیستهمه ی شهر اگر خواسته شان عشق تو بودتو همین قدر بگوی
دستهایت به من اعتماد به نفس می دهندتو باشی و جادهکنارم نشسته باشی و دستهایت را داشته باشمچه باک !هرچه پیش آید خوش آید!هر جاده دست راستم را می فشارمو سرم را به شانه ی پنجره تکیه می دهمنفسهای آتشینم را فرو میدهمقلبم می سوزدتو نیستیمن و جاده رازها داریم*جاده به وقت نیمه ی دی*از همه دوستانی که خصوصی و عمومی جویای احوالم بودن سپاسگزارم و عذر خواهی می کنم.به امید خدا در اولین فرصت کامنتها را تایید خواهم کرد. ãäÈÚ
وقتایی که حوصله ندارم  نه گوش دارم نه لب . بودن بقیه کنارم که هیچ.. وقتای بی حوصلگی یا باید بزنی تو گوشش یا بتمرگی یه گوشه تا این حال خودش بره. نمیشه به زور حال ت رو خوب کنی.. نمیشه به زور خوش باشی.. خوشی زورکی نمیشه..با این چیزا نمیشه جنگید. . باید صبر کرد تا بگذره ... اصلا هیچی زورکی  نمیشه .. هیچی ..*ترانه "بد" شاهین نجفی
ãäÈÚ
امروز هم عالی گذشت. و جلسه با دکتر غائبی عالـــــــــــــــــــــــــــــی و زیبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاو دوستی با دوست خـــــــــــــــــــــــــــــــــوب و پر انــــــــــــــــــــــــــرژی ام خوب و آرام استخدا یا شکرت که استاد و دوستانم انسان های آرام و مهربان هستند و من را راهنمایی و تشویق میکنندخدایا این استاد و دوستان خوب را از من نگیر خواهـــــــــــــــــــــــــــــش می کنم ãäÈÚ
گفتم خدایاچگونه آغازکنم؟؟؟گفت به نام منگفتم خدایاچگونه آرام گیرم؟؟؟گفت به یادمنگفتم خدایاخیلی تنهایم؟؟؟گفت تنهاترازمن؟گفتم خدایاهیچ کسی کنارم نمانده؟؟؟گفت به جزمنگفتم خدایاازبعضی هادلگیرمگفت حتی ازمن؟گفتم خدایاقلبم خالیستگفت پرکن ازعشق منگفتم دست نیازدارمگفت بگیردست منگفتم بااین همه مشکل چه کنم؟؟؟گفت توکل کن به منگفتم احساس میکنم خیلی ازت دورمگفت نه،نزدیکترین به تو ،منگفتم برای ارزوهایم چه کنم؟؟؟گفت تلاش و به امیدمنگفتم خدایا

سالها قبل همان موقع که مرا ندیدی باید سرم را بر شانه ات می گذاشتم و می مردم...سال هایی که آینده ام را با خیالت رقم زدمجوانی ام را سوختم  و شبیه غم  هر سال تکثیر شدم آری !هرگز حواست به من نبود  که چگونه بسان برگ خشکی در دست بادکه هرچه بیشتر برقصد زودتر سقوط میکند چگونه در پرتگاه روزمرگی سقوط کردم مرا با خیالت به کوچه های رویا کشاندی ای کسی که، از کنارم گذشتی سهم من از این رویا چه بود ؟.. ãäÈÚ

حتما یه روزی همه چیزو رها میکنم و برای طولانی مدت میرم سفر, بعدش هر عصری یه جایی اتراق می کنم و یه زیراندازی پهن می کنم و یه خوردنی خوشمزه میذارم کنارم....بعد در حالی که دراز کشیدم و دارم به فلسفه زندگی فکر می کنم(شایدم به اینکه دارم از فرصت حیاتم درست استفاده می کنم یا نه؟!) خیره میشم به آسمون و غروب آفتاب رو نگاه می کنماحتمالا اگه حوصله داشته باشم و گوشیم(یا دوربینم آینده م) دم دستم باشه عکس و فیلم می گیرم و با آدما شر میکنم حال خوبمو.... ãäÈÚ
عکس آقای خامنه ای

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها